تبليغاتX
دست نوشته هام
ناکامی از تولد همزاد بخت من بود .....ندارم از تو شکوه این سرنوشت من بود


دست نوشته هام









گوش کن حرف مرا از تو سوالی دارم

روی آیینه چه تصویر محالی دارم؟!

آه پرواز چه رویای بلندی است ولی

هرچه دارم من از این بی پرو بالی دارم

آن شب سرد که تا دار جنونم بردند

هیچ کس جز تو نفهمید چه حالی دارم

شعله سر می کشد از حسرت خاکستری ام

گر چه چندی است دل رو به زوالی دارم

جرعه در جرعه غزلهای تو را می نوشم

آه امروز چه تصمیم زلالی دارم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 ساعت 22:31  یادگاری از مهسا   | 


انتظار  خیلی  سخته  اینو همه قبول  دارن مگه نه؟

خوب وقتی  آدم  خودشو  بکشه  اماده  کنه  با هزار  امید  که  الان  میره  پیشه  معشوقش.

بعد که  رفت  هیچ  محلی بهش نزاره .

همش بره  تو  اتاق خودش  و  . . .

یه  لحظه هم  اجازه حرف زدن نده

اونوقت  ضدحال میزنه به  غیرتت  و  ابروت  و ...

عشق یعنی همین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385 ساعت 16:31  یادگاری از مهسا   |