تبليغاتX
دست نوشته هام
ناکامی از تولد همزاد بخت من بود .....ندارم از تو شکوه این سرنوشت من بود


دست نوشته هام









دوستای خوبم سلام

میدونم خیلی وقت بود نیومده بودم . دل و دماغ هیچ کاریو نداشتم . آره حتما قسمت این بود و چاره ای نیست

 

نیست

نیست

و

نیست

 

و شاید صبر کمی ...

خدایا دارم میمیرم از بس تواین مدت گریه کردم

گریه ای که هیچ سودی نداشت

همه ی دنیامو از دست دادم و چاره ای جز صبر نیست

.....................................................................................................

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 ساعت 20:9  یادگاری از مهسا   |