تو گفتی:((آسمان به وسعت عشق من وتو نیست.))
من گفتم:((عشقت را به کهکشان دل من بسپار.))
توگفتی:((کهکشان،در برابرعشق من ستاره است.))
من گفتم:((بگذارستاره ات برایم لالایی بخواند.))
توگفتی:((نمی خواهم پلک هایت بسته شود،
دلم برای نگاهت تنگ میشود!))
من گفتم:((پس بگذار چشم های تو رانقاشی کنم!))
تو گفتی:((شبنم حسادتم آتش به وجودم می زند.))
من گفتم:((پس بگذار برای عهدت از آسمان،ستاره بچینم.))
توگفتی:((شاید بخواهم برای ستاره شدن به آسمان سفر کنم.))
گلدان دلم لرزید وگفتم:
((((((من از سفر می هراسم!))))))
تو گفتی:
((کوله بارم پراز یاد توست،فقط برایم دعا کن!))
و من هنوز نا باورانه به رفتن تو می اندیشم.....!!