تبليغاتX
دست نوشته هام
ناکامی از تولد همزاد بخت من بود .....ندارم از تو شکوه این سرنوشت من بود


دست نوشته هام









تو گفتی:((آسمان به وسعت عشق من وتو نیست.))

من گفتم:((عشقت را به کهکشان دل من بسپار.))

توگفتی:((کهکشان،در برابرعشق من ستاره است.))

من گفتم:((بگذارستاره ات برایم لالایی بخواند.))

توگفتی:((نمی خواهم پلک هایت بسته شود،

دلم برای نگاهت تنگ میشود!))

من گفتم:((پس بگذار چشم های تو رانقاشی کنم!))

تو گفتی:((شبنم حسادتم آتش به وجودم می زند.))

من گفتم:((پس بگذار برای عهدت از آسمان،ستاره بچینم.))

توگفتی:((شاید بخواهم برای ستاره شدن به آسمان سفر کنم.))

گلدان دلم لرزید وگفتم:

((((((من از سفر می هراسم!))))))

تو گفتی:

((کوله بارم پراز یاد توست،فقط برایم دعا کن!))

و من هنوز نا باورانه به رفتن تو می اندیشم.....!!

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 ساعت 11:20  یادگاری از مهسا   |